سلام سلام صد تا سلام به همه دوستان عزیز![]()
. امیدوارم که حالتون خوب باشه.تابستون به دوستای دانش آموزمون خوش بگذره و ان شاالله کنکوری های ما هم این جمعه موفق باشند و دوستان دانشجومون هم تو امتحاناتشون پیروز باشند و دوستای کاریمون هم تو کاراشون سربلند باشند.
یک خبر خوش برای همه شما عزیزانم دارم![]()
مژدگونی بدید تا بگم![]()
خیلی ممنون چقدر تحویل گرفتید حقیقتاً![]()
![]()
بابا سه شنبه 4 تیر ماه عروسی اصغر گلمونه![]()
![]()
بادا بادا مبارک بادا
ان شاالله بادا![]()
بدو بدو بگو عروس و دوماد دارند میاند![]()
کوچه به کوچه
طبق کشا با صد تا طبق جهاز می یاند
بدو بگو حاظر باشند
بدوبگو حاظر باشند
گل بریزند و گل بیارند
دعا کنند این دو تا گل![]()
![]()
دعا کنند این دو تا گل![]()
![]()
همیشه عمر با هم باشند![]()
بدو بدو بگو عروس و دوماد دارند میاند
کوچه به کوچه
طبق کشا با صد تا طبق جهاز می یاند
اصغر در لباس عروس ماشاالله چه بهش می یاد![]()
![]()
اصغر جون بهت تبریک می گم عزیزم![]()
.امیدوارم در کنار همسر گلت خوشبخت بشی و کنار هم پیر بشید![]()
اصغر از اون بچه های بامرام و مهربون سایت بود.همیشه به سایت سر می زد و از همه بچه ها احوالپرسی می کرد هوای بچه ها را هم خیلی داشت.من که خودم به شخصه خیلی دوستش دارم
. امیدوارم به اون چیزی که تو زندگی لیاقتش را داره برسه و در کنار همسر عزیزش یک زندگی آرام و خوشبخت را داشته باشه و باز هم به ما سر بزنه. اصغر همیشه هوای وب را داشت هر وقت یکی می یومد اینجا به وب ناسزا می گفت
و یا به یکی از بچه ها توهین می کرد با تمام غیرتش از وب و بچه ها دفاع می کرد و اون فرد را از وب می انداخت بیرون
. بیایید همه برای خوشبختی و سلامتی خودش و همسرش دعا کنیم![]()
![]()
اصغر جون دامادیت مبارک![]()
امیدوارم همیشه شاد باشی![]()
روز مادر مبارک![]()
![]()
![]()
روز مادر و روز زن به تمام دختر خانم های وب و مادران وب مبارک باشه
امیدوارم که سایه مادرامون همیشه بالای سرمون باشه
و اونایی هم که از نعمت بزرگ مادر بی بهره هستند
روح مادرشون شاد باشه و سعی کنند هفته ای یکبار به قبر مقدس مادرشون سر بزنند
. مادر عزیزترین فرد بعد از خدا برای هر فرد بر روی زمینه
. پس بیاید این هفته با تمام وجودمون به مادرمون بگیم:
مادر دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
خوب راستش من نمی دونم چرا عدۀ زیادی از دوستان دیگه اینجا سر نمی زنند و یا قصد اینو دارند که دیگه سر نزنند اما اولاً آرزو می کنم هر جا هستند موفق و سلامت باشند و دوماً اینو بدونند که ابوالفضل برای این وبلاگ خیلی زحمت کشید.خیلی ناسزا شنید.خیلی ناملایمات را تحمل کرد خیلی توهین ها را دریافت کرد اما باز هیچ چیز نگفت و نا امید نشد و سعی کرد محیط اینجا را آروم کنه تا ما تو این وب دور هم شاد باشیم و بگیم و بخندیم.یک تشکر خشک و خالی ازش نکردیم.یک خسته نباشید بهش نگفتیم و بدون خداحافظی رهاش کردیم. اگر می خواستیم بریم اشکالی نداره هر آمدنی رفتنی هم داره اما لااقل یک خداحافظی از ابوالفضل می کردیم تا حداقل نشون بدیم به فکر اون بودیم. من ابوالفضل را یک دنیا دوست دارم.عین برادر خودم می مونه و براش احترام زیادی قائلم.نه تنها ابوالفضل بلکه ممد هم اینجا خیلی حرفایی شنید که چندان جالب نبود و یک جوری با شخصیت اون هم بازی کردند ولی اون مردونه می رفت از ما دفاع می کرد به هر کدوم فحش می دادند اون و اصغر می رفتند دفاع می کردند کاش از ممد هم یک تشکر کرده بودیم. شاید دوستان جدید دیگه ای بیاند و شاید اونا قدر ابوالفضل را داشته باشند. حقیقتاً ما که نداشتم.ببخشید که اینقدر رک گفتم اما باید این حرفا را می زدم چون تو دلم سنگینی می کرد. یادمون نره بهتذین لحظات ما اینجا رقم خورد و بهترین دوستانوم را اینجا پیدا کردیم پس راحت اینجا را از دست ندیم.
روز و شبتون خوش
در پناه حق
خدانگهدار
.با اجازه از ابوالفضل عزیز که از قبل هماهنگ کرده بودم... امروز قصد دارم یه بیوگرافی نسبتا کلی از خودم بدم تا شما هم بیشتر بامن اشنا شید......
نام و نام خانوادگی: اینجانب حسن غفاری هستم ملقب به HaSaN و اسم قدیمیم هم حسن عزرائیل بود...الان نزدیکه 1سال و نیمه که تو کافه هستم ولی تو یه مقطع به علت اسباب کشی نبودم...
سن و اطلاعات خانوادگی :متولد ماه مهر هستم...۱۳۶۶ هستم و ۲۰ سالمه..امسال اگه خدا بخواد میخوام کنکور قبول شم و برم دانشگاه ...سال دوم هست که دارم واسه کنکور میخونم.......تهرانی کرجی هستیم......پدرم اصیلتان اهل ساوه است.و مادرم هم تهرانیه...و الان هم ساکن فردیس کرج هستیم....پدرم کارمند سازمان اب و برق تهرانه و الان منتقل شده به کرج و از طرف سازمان تو فردیس بهمون خونه دادن و فعلا ساکن اینجاییم ...مادرم هم درس طبابت خونده و دکتره ولی دکتر داخل داروخونه است....برادر و خواهر ندارم متاسفانه ....همیشه تو خونه تنها بودم ...ولی به این تنهایی عادت کردم...خیلی به من میرسن...هر چی ازشون خواستم برام فراهم کردن ...ولی نمیدونم چرا هر چند وقت یبار دچار مشکل کوچولویه روحی میشم....اونم نداشتنه داداش و خواهر بوده....
علاقه زیاد به کافه دوستان: شاید براتون عجیب باشه ولی به طرز فجیعی به کافه و بچه هاش عادت کردم و یجوری حس میکنم اینجا همون بهشت رویاهامه که کنار چند نفر هستم و اونها داداش و خواهرای من هستند....شاید اگه برادر و خواهر داشتم اصلا اینجا رو میدیم بی تفاوت رد میشدم .نمیدونم ولی اینجا یه حس خاصی برام داره...تو چند تا سایت معتبر ایرانی که خیلی خیلی کاربر داره و اتفاقا جو خوبی هم دارن عضو هستم ولی هیچ وقت اون جذابیت اینجا رو نداشته برام....امیدوارم هیچ وقت اینجا .کافه .داداشهام.خواهرام.و مهمتر از همه این جو رو از دست ندم.....خیلی خیلی به بچه های اینجا علاقه و تعصب دارم...البته اخلاقم یجوریه که زیاد تو نظر دادن اون اظهار علاقه رو رو نمیکنم ولی تو دلم دوستون دارم.....هر کاری هم لازم باشه برای اینجا میکنم...
داداش ابوالفضل گل :
یکی از ارزوهام دیدن داداش ابوالفضل گله...نمیتونم وصف کنم ولی از تویه تمام بچه ها ابوالفضل واسم یه طرفه .بقیه بچه ها یه طرف......البته میدونم همتون داداشو خیلی دوسش دارید و اینم میدونم شما هم مثل من اونو یه طرف ترازو میزارین
...قربون داداش گلم
.از علایقم باید اشاره کنم
رنگ مورد علاقه :آبی عاشق رنگ ابی اسمونی و تیم استقلال هستم و تمام بازیهای این تیم رو میرم استادیوم...طرفداره چلسی هم هستم...
تیپ:از کت شلوار خیلی خوشم میاد...ولی اکثر وقتا تیپ ساده میزنم....ولی از مدل های به روز مو زیاد استفاده میکنم ...و بیشتر وقتا مدل فشنی میزنم....
تفریحات : .... ورزش رو دوست دارم ...شنا زیاد میکنم...اینترنت هم خوراکمه..الان ۳ ساله که تو دنیای مجازی میچرخم..تو سایتای ورزشی و فرهنگی زیاد میرم...پنج شنبه جمعه هاهمیشه با دوستانم به پارک میرم تا کمی از تنهایی در بیام ....
خواننده های مورد علاقه : اول ابی ... دوم مرحوم هایده ... داخلی هم مرحوم ناصر عبدالهی و چاووشی ..
موسیقی رپ ایران رو هم دوست دارم ولی یاس یه چیز دیگست... البته با موسیقی خارجی و متال هم حال میکنم...عشق linkin park . limp bizkit .هستم....
خوراکی: کمی تپل هستم ولی زیاد اهله غذا نیستم .ارثیه...پیتزا و ابگوشت خوراکمه!!و البته سوپ
درس و کار : دوست دارم دکتر بشم ولی میدونم سخته..تا ببینم تو کنکور چی در میاریم....اگه قبول نشم شاید برم تو کار ازاد و مکانیکی ماشین چون علاقه دارم ...
ازدواج: هنوز اون حس ازدواج رو ندارم...اما اگه موردش پیدا شه حتما...
عشق بازی: تا حالا عاشق کسی نشدم ...با دخترهاهم دوستی سالمی داشتم ....
اخلاق: همه میگن خیلی خشک و خنثی هستم ...خودم فکر میکنم اون خاصیت زیاد جور شدن با کسی رو ندارم...اما اگه من ادم خشکی بودم تو این وب نبودم درسته؟ولی خوب یجورایی هم حق دارن...خیلی زود ناراحت میشم ولی خیلی هم زود از اینکه ناراحت شدم پشیمون میشم ....ولی حرفی تو دلم نمیزارم بمونه و میزنم..همیشه رک هستم
خدا :خیلی خیلی دوست دارم خدا .خدا یه نگاهی هم به ما کن
نماز : اهله نماز هستم شدید ...نماز ظهر وشب رو همیشه میخونم ولی هیچ وقت صبح رو نتوستم کامل بخونم.
ماشین : پراید دارم ۱ سالی میشه...البته بابا برام گرفته...خودش زانتیا داره....
ارزویی که بهش نرسیدم : نداشتن برادر و خواهر ...
شعر : خیلی از شعر خوشم میاد..و همیشه مرور میکنم...
كه دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
زندگی : زندگی لحظه ای است ،،، كه پیش از مرگ آنرا مرور می کنیم....!!!
کلام من با خدا : پروردگارا: تقدیرم را زیبا بنویس.کمکم کن آنچه را که تو زود میخوای .من دیر نخواهم.و آنچه را که تو دیر میخواهی.من زود نخواهمتولد :زیاد اهله تولد نیستم...یعنی اهمیتی نمیدم.... روزی که بدنیا آمدی همه می خندیدند و تو گریه می کردی ، کاری کن روزی که از دنیا می روی همه گریه کنند و تو بخندی...
این مطالبی بود از زندگی من.... امیدوارم خسته نشده باشین...
اینم یه عکس از خودم که محمد هوگن خیلی خوشش اومد و ظایعمون کرد!!!

بریم سراغ چند تا لینک جالب ...
پخش يك ترانه موجب طلاق شد

داماد سوري درپي پخش ترانه دوستت دارم ، اي الاغ در مراسم عروسي اش و شوخي عروس خانم ، او را در همان مجلس طلاق داد
درمراسم جشن اين دو زوج در شهر لاذقيه سوريه ، وقتي که ترانه معروف مصري"بحبک يا حمار" ( دوستت دارم ، اي الاغ ) پخش شد ، عروس خانم ذوق زده کراوات داماد را به دست گرفت و با کشيدن او ، شادي و خوشحالي کرد.
اما اين شوخي و حرکت عروس موجب دلخوري و ناراحتي شديد تازه داماد شد به طوري که پشت ميكروفن رفت و به صورت رسمي همسرخود را في المجلس طلاق داد و مجلس عروسي را پايان داد.
به نظر من از یه طرف حرکت عروس خانم اصلا درست نبوده ولی خوب اقا داماد هم نباید بخاطر یه شوخی بزنه همه چیز رو خراب کنه...نظر شما چیه؟
یه خاطره از خودم ....
یه روز با ۲تا از دوستام قرار گذاشته بودیم پارک...من زودتر رسیده بودم و نشستم تا بیان ...روی یه نیمکت نشسته بودم و غرق افکار خودم بودم.کلان عادت دارم جایی که میشینم و تو انتظارم سرمو پایین میگیرم و تو خواب میرم ..البته خوابی که چشمام بازه ولی فکرم جایی دیگه...خیلی منتظر شدم دیدم نیومدن...نیم ساعت از وقت مقرر گذشته بود...بلند شدم دیدم میز پشت سرم دو نفر نشستن و زدن زیر خنده ...تازه متوجه شسدم که اونا هم خیلی وقت بود اومده بودن و پشت سر من نشسته بودن تا حضرت اقا از افکار خودش بیرون بیاد و اینور و اونور نگاه کنه....لطفا لبخند بزنید!!!!
خواهران دینی ما

روزي جهت انجام آزمايش 10 ميمون را درون يک قفس بزرگ مي اندازند که امکان بالا رفتن از ديواره براي هيچ يک از آنها مهيا نبود و در سقف موزهايي قرار داشت و تنها راه ارتباطي به سقف يک نردبان بود . ميمون ها در بدو ورود ابتدا هيجان زده به اطراف مي رفتند ولي بعد از مدتي که آرام شدند متوجه موزها شدند و همه به سمت نردبان يورش بردند و از آن بالا رفتند غافل از اينکه روي پله پنجم اين نردبان سيستم به خصوصي کار گذاشته شده بود که با فشار روي آن از سقف آب سرد پائين مي ريخت . بدين ترتيب به محض اينکه پاي اولين ميمون به پله پنجم رسيد آب بسيار سرد بر روي ميمونها ريخت و ميمونها وحشت زده به اين طرف و آن طرف مي دويدند زيرا نمي دانستند چه شده است . پس از مدتي که دوباره آرام شدند به سمت نردبان يورش بردند و دوباره همان داستان آب سرد و وحشت ميمونها.
براي دفعه بعد 2 تا از ميمونها ديگر بالا نرفتند بدون اينکه بدانند چرا آب سرد پائين مي ريزد . برداشت آنها فقط اين بود که نبايد نزديک نردبان شوند . در اين دفعه فقط 8 ميمون بالا
مي روند ولي باز هم همين داستان پيش مي آيد . براي بار بعد فقط 2 ميمون تصميم به بالا رفتن مي گيرند ولي اين بار با مخالفت 8 ميمون ديگر مواجه مي شوند و آنها اجازه بالا رفتن به آنها نمي دهند زيرا آنها به خاطر اينکه سرد نشوند از خير موزها گذشته بودند و گرسنگي پيشه کرده بودند به هر حال به آنجا مي رسد که ميمونهاي گرسنه در پايين قفس و موزها در بالاي سقف بودند ولي هيچ ميموني به خود اجازه بالا رفتن نمي داد.
بعد از گذشت مدت زماني يک ميمون را خارج مي کنند و يک ميمون جديد را وارد قفس مي کنند اين ميمون جديد نيز در بدو ورود هيجان زده به اطراف مي رفت و جيغ مي زد ولي بعد از گذشت مدت زماني آرام شد در اين زمان بود که موزها را ديد و به سمت نردبان رفت که ناگهان 9 ميمون ديگر به سمت او يورش بردند و ميمون بيچاره بدون اينکه بداند چرا فقط مورد حمله قرار گرفته بود تا اينکه از بالا رفتن و خوردن موز منصرف شد . بعد از چندي يکي از ميمونها را بيرون آوردند و ميمون ديگري را وارد قفس کردند و اين بار زماني که اين ميمون به سمت نردبان مي رفت به جاي آنکه 8 ميموني که تجربه آب سرد را داشتند به سمت او حمله کنند با کمال تعجب ملاحظه شد که 9 ميمون به سمت او يورش بردند يعني ميمون نهم هم که تجربه آب سرد را نداشت به او حمله کرد بدون اينکه بداند چرا فقط حمله کرد ؟!
اين آزمايش بارها تکرار شد وهمچنان به ميمون تازه وارد اجازه بالا رفتن از نردبان داده نشد و در نهايت ميمونها در پائين و موزها در بالا ولي همچنان همه ميمونها در عين گرسنگي به خود اجازه بالا رفتن از نردبان را نميداند ولي نکته در اينجاست :
از آزمايش پنجم به بعد پروسه حساس به فشار پله پنجم نردبان حذف شده بود .
آري فقط نياز به يک حرکت از طرف آنها بود تا بتوانند به آنچه آرزوييشان بود برسند اما دريغ از شجاعت حرکت در خلاف مسيري که قبلا طي شده بود .

این تیم لنگ پوش پرسپولیس![]()
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا
صورت گرفت .
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد
مشتري پرسيد :چرا؟
آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .مگر ميشود با وجود خداي مهربان
اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به
آرايشگر گفت :مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!!!!!!!!!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را
مرتب كردم!!!!!
مشتري با اعتراض گفت :پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند
آرایشگر گفت :"آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند
مشتري گفت دقيقا همين است
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

ایام خوبی داشته باشین .....خدانگهدار ![]()
![]()
![]()
سلام به معدود بچه های کافه ![]()
خوبید خوشید الحمدالا ؟ انشالا زودتر سر همگی خلوت بشه وولک خلوت شد دیگه پاشید بیاید...حای تک تکتون تو دل ماست ....بیاید که بره توقلبمون ![]()

بادلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم
گوشه ای از وصیت نامه امام خمینی (ر)

![]()
![]()
امام ای کاش بودی و میدیدی مملکتمون به چه روزی افتاده .امام ای کاش بودی و میدیدی فقر رفته بالای ۵۰ درصد!!! امام ای کاش بودی و میدیدی تحریم های اقتصادی چه بلایی داره سر مردم بدبخت میاره....امام ای کاش بودی میدیدی اقایون بالاسری در نبودت چطور دارن به ایهالناس ظلم اشکار میکنن...امام ای کاش بودی میدیدی در لباس روحانیت کارهایی میکنن در حد قتل!!!امام ای کاش همون روزی که اومدی و همون روزی که رفتی اینها رو هم با خودت میبردی .اما خودت تنها رفتی امام ..رفتی و ما مردم موندیم زیر فشار جمهوری اسلامی!!!ای کاش جمهوری اسلامی رو تویه معصوم تاسیس نمیکردی که الان یسری ادمها تورو دشنام بدن ...هر چند معتقدم همونها هم تورو از ته دلشون دوست دارن...سهم تو از همه این جماعت ظلم ستیز جداست.....

امام رو از بچگی یجوری تو تصوراتم میپنداشتم ...یه پدر مهربون ...یه ادم صادق ...اون زمان که هیچی حالی بالیبم نبود اما امام رو انگار خوب میشناختم .همیشه یه حس علاقه قلبی بهش داشتم و خواهم داشت..نمیتونم اون حس رو بیان کنم ولی شاید همیشه تو وجود هر انسانی یه حس علاقه پاک به یک نفر باشه اون حس علاقه من به امامه.....امام راهش راه درست بود ولی اونایی که بعد امام اومدن راهش رو ادامه ندادن ..امام فقط فکره مردم بود...واسه مردم همه کاری میکرد .اما اینها نه تنها به مردم کمک نمیکنن بلکه هر روز یه چیزی هم از مردم میگیرن....خدا رو شکر رفت و ندید !!!![]()

.....سالروز ارتحال امام خمینی تسلیت....
-------------------------------------------------------------------------------------
خاطره ای از شغل خودم....
چند مدت پیش کیک اسپایدر من (مرد عنکبوتی ) سفارش داشتم از ساعت 11 صبح تا۲بعد از ظهر روش کار میکردم ...پاره شد
ولی خوب وقتی اون اسکناس های 5هزار تومی رو دیدم همچین روانم اسوده شد 

اخه یارو عکس مرد عنکبوتی رو اورده بود بهم گفت میتونی در بیاری این کیک رو ؟ من هر جا میرم سفارش نمیگرن ..بعد منم دیدم تنور داغه نون رو چسبوندم
گفتم باشه .ولی چقدر مژدگونی به خودم میدی ؟؟؟بالاخره من یه کارگرم باید خرج زندگیمو در بیارم
اونم گفت هر چقدر بخوای میدم ..15 تومن خوبه؟ گفتم خیلی دست میبره این کار...گفت بیا بابا 20 تومن قبول کن ..گفتم باشه 
طفلی تو دلش خیلی خوشحال بود که به من مژدگونی داده خبر نداشت از جای دیگه رفته تو پاچش 

اخه چه میدونست من پسر صاحب مغازه ام
هم پول کیک رو کامل داد هم عیدی منو 


حالا عکس کیک رو میزارم ببینید اصلا چطوره چند تا از عکسای کیک شکل دارامو ببینید 
این همون مرد عنکبوتیه
http://i25.tinypic.com/2igdkqw.jpg
اینم کیک شرک که ۴ساعت روش کار کردم !
http://i26.tinypic.com/mkhvsi.jpg
اینم یه نما از یخچال کیکهام
http://i32.tinypic.com/317h9mt.jpg
اینم یه عکس از من و میونل .افتخار داد بهم باهام عکس انداختیم...![]()

مشتریمون بشید ارزون حساب میکنیم مفته والا ![]()
یه عکس ویجه هم از ممدمون میزارم که این روزا سرش حسابی شلوغه توبالا پشت بوم خونمون .اخه داریم ۲ واحد رو خونه میزنیم...یکیش مال ممده
http://i31.tinypic.com/2s1t1xx.jpg
چند روز پیش یکی از کارگرا در حین کار حواسش نبود یکی از اجرها از دستش پرت میشه و میوفته رو یکی از شیشه پنجره های اتاقمون...و شیشه میشکنه
ممدم که مثلا میخواد بگه من مرد خونه ام رفته بود بالاشتبوم سراغش...و گیر داده به یارو چرا درست کار نمیکنی...حالا یارو هم هم سن و هم هیکل من بوده...
بگو مگوشون شده...تو سیمان و اجرها رفتن قد هم بزن بزن 

از فرداش دیگه یارو نیومد سر کار مثل اینکه کتک رو خورده .البته اونم نامردی نکرد همون شبش کفشای بخت برگشته منه بدبخت رو که همین ۳ ماه پیش واسه عید ۳۵ هزار تومن ناقابل بابتشون دادم زد به جیب
+قفل کتابی در حیاط رو ..
حالاا دیگه ما از کجا پیداش کنیم ؟ از این کارگر سر راهیا بود....نوش جونش ..اینم دل داره بزار بره با کفشا واسه رفیقاش لاف بزنه ...فکر کن؟ با شلوار کردی و لباس اهده تیرو کمون اونوقت بیای کفش مدل بالا روشون بپوشی ![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------
ما که از سربازیمون معاف شدیم و رنگشم ندیدیم اما تو این انجمن کشتی کجیمون که عضویم اسم و رسمی داریم برا خودمون ...
اونجا من حکمه سیاوش رو براشون میکنم
اسم منم گذاشتن ریش سفید .یسریا فکر میکنن من متاهلم
یسریا فکر میکنن سنم خیلی زیاده .
ولی یسریاشون هم هی میان وبلاگمون رو میبینن ابرومون میره میگن حاج ابوالفضل خودتی ؟؟؟؟میگم نه بابامه اپ میکنه
خلاصه اونایی که اینجا رو نمیبینن و زیاد نمیشناسنم رو اوسکول کردم ...
یک نمونه از ارسالهای تو انجمن رو براتون میزارم ببینید.....فقط با دقت طرز نوشتنم رو بخونید ....خودتون متوجه میشید که چقدر اخلاقم با اینجا تو اونجا فرق میکنه داش معین هم میدونه هی میاد ضایعم میکنه ![]()
![]()
این ارسال مال ۳ روز پیش من بود تو یه بخش اختصاصی....
بچه ها این سربازی ما همچنان ادامه داره..قصد داریم چندتا تا عكس از عملیاتهای استراتژیكیمون روبزاریم. تو آرشیو عكسهام یه سری عكس از دخترای سرباز یگانمون می ذارم كه مطمئنا علاقمندان خاص خودش رو داره!!!!
اینجا جلوی یگان 713 ماست. دخترخانومها واسه اینكه نشون بدن خیلی باهم صمیمی هستند رفتند یه سری عكس دسته جمعی گرفتند. البته فرمانده ما به همشون دستور داده بود كه دامناشون نباید از زانو بالاتر باشه...ولی همونطور كه تو عكس می بینید دو سه نفر آشخور!!! كه همیشه ضایع بازی در میارن رعایت نكردند. از جمله نفر پنجم صف اول كه خیلی ادعاش هم می شه . البته خدا رو شكر فرماندمون یه 10 روزی اضافه خدمت واسش رد كرد تا جوونای مردم رو چیز نكنه!
راستی آنشرلی هم تو یگان ماست. خیلی دختر خوبیه. ولی صداش بد رو اعصابه ( اگه گفتید كدومه؟)
وقتی می گم این دخترا همش اشخور بازی در میارن می گید نه ...تو كلا با جنس لطیف مشكل داری!!!
اخه ببینید عكس رو....فرمانده عزیز ما كه من خیلی بهش ارادت دارم همیشه رو نظم و انضباط تاكید داره...همیشه می گه همه برای یكی ...یكی برای همه.....چندین دفعه به خاطر خطای یه نفر كل یگان تنبیه شده. كلا تو قانون ارتشه كه تشویق برای یه نفره تنبیه برای همست!!!
تو اینجا تو صف اول خانوم نفر پنجم انگار داره می ره عروسی!! كفش پاشنه بلند پوشیده...نفر هشتم هم فكر كرده اومده فوتبال!! نه آبجی اینجا خط مقدمه...یعنی ته خط!
این خانوم رفیق فابریك منه!! البته تازگیا باهاش كنتاك كردم. چند وقت پیش رفته بودیم تمرین تیراندازی! من كنارش خوابیده بودم!!! البته برای تیراندازی!! یادمه هرچی تیر داشت به جای سیبل زد تو كوه و صخره!!! وقتی داشت3 می شد!!! بهم گفت داش ابوال ابروم داره می ره یه كمكی كن...ما هم كه دلسوز دو سه تا تیز زدیم تو قلب سیبل طرف ....وقتی فرماندموم اومد گفت ماشالله...دیگه یواش یواش داری راه میفتی...اونم یه خنده ای كرد و گفت داش ابوال جبران می كنم...ما هم دیگه قند تو دلمون آب شد....و باقی داستان كه لزومی نداره بیان كنم !!( تو عكس فرمانده داره باهاش صحبت می كنه)
كلاسهای عقیدتی سیاسی از مهمترین بخشهای سربازی ماست....تو اینجا حاج آقا داره از مسایل مهم معنوی در خدمت سربازی صحبت می كنه. خانومها همیشه از علاقمندان كلاس حاج آقا هستند....ولی نكته جالب اینجاست وقتی كلاس عقیدتی سیاسی تموم می شه وقتی حاج اقا می گه هركس سئوالی داره بیان كنه...اونا همش در مورد مسائل صیغه!!! سئوال می پرسن!!! 
یكی از مشكلات ما با خانومهای رزمنده!!! اینه كه حتما اگر دشمن بخواد حمله كنه باید 3 ماه قبل به ما ندا بده!!! تا خانومها اول یه سر برن آرایشگاه موهاشون رو اصلاح كنند بعد یه دوش بگیرن بعد بشینند یه من آرایش كنند بعد اگر آماده شدند دو سه تا تیر بزنند تو كوه و دشت و دمن! البته حضور معنوی این همشیره ها خیلی مهمه ...و ما نقصهای دیگشون رو ندید می گیریم!
تو تصویر آنشرلی رو می بینید كه بی توجه به سخنرانی فرمانده كار خودش رو می كنه! 
اینم فرمانده عزیز ما كه خیلی روابط خوبی با هم داریم...و اكثر مواقع مرخصی ساعتی و روزانم رو ایشون امضا می كنه.
خیلی با هم درد و دل می كنیم...همیشه از مشكلات زندگیش واسم می گه..و می گه از شوهرم خسته شدم...اون منو درك نمی كنه ....من بهش قول دادم به زودی مشكلشو حل می كنم!! اونم قول داد جبران كنه!!! كلا یكی از بهترین فواید سربازی مختلط همین جبران كردناست!!!
![]()
![]()
![]()
=========================================
خوب با تشکر از دوستان امیدوارم تو این اپ نظرات همه رو ببینم چون خدایی وقتی نیستید ادم دل و دماغ نداره بیاد وبلاگ . سیاوش جون هم از ماموریت برگشت ای کاش بیاد یه سر دلم تنگشه......منتظر تون هستیم .بیاید و محفل رو نورانی کنید...هم اکنون نیازمنده یاری انگشتتان هستیم![]()
بنیاد حفظ بیمارهای خاص![]()
با تشکر از همگی تا بعد خدانگهدار.................
بچه ها همه از گرسنه گي رو به زوالن ..آخر به كه بگوييم گوجه فرنگي شده كيلويي 2500 تومن
به كه بگوييم برنج 2500 تومني شده 5400...بايد به كي بگيم شير مملكت شده 800-900 تومن
به كه ناليم حقوق زير 780 تومن در تهران زير خط فقر اعلام ميشه!!!مال اون شهرستاني شده 400 هزارتومن
به كي بگيم وزير اقتصاد و داراييمون توي اين اوضاع افتضاح بركنار شده وقتي حرفاشو ميشنويم ميگيم بيچاره اون ممملكتي كه وزير اقتصادش اين جوري ميناله
و ديگر هيچ!
سلام و عيلكم و رحمت الله

انشالا همتون خوب باشین....چه اونایی که در حال خرخونی و درس خونی هستند .چه اونایی که تو بازار جنس میچپونن به خلق الا !!!
سوم خرداد ، سالروز آزادسازی "خرمشهــــر" مبارک باد ...
۲تادایی هایه عزیز پدرم در خرمشهر شهید شدن !به رحمت خدا رفتن ... .خدا بیامرز تمام رزمنده ها رو اگه اونها نبودن الان ما نبودیم....به ما حکم شد که امروز اپ کنیم ...مونده بودم در مورد چی بنویسم ؟ تصمیم گرفتم یکم از مشکلات ایران مون بگم...خیلی ها مملکتمون رو شاید دوست ندارن ولی من با اینکه کلان با طیف اخوند جماعتش مشکل دارم ولی همیشه یه تعصب خاص رو کشورم دارم در مقابل بیگانگان ولی خوب از دست این مسئولان و یه سری مردمش خسته ام ! در کل همه ماها کشورمون رو دوست داریم و مشکلات هم زیاد داریم ولی مجبوریم به سر کنیم....

مدتهاست تو نت و کلان همه جا و حتی ترانه های خوانندگان وطنی بحث نام خلیج فارسه!
اینكه یه عده عرب تازه به دوران رسیده كه همه چیز رو با پول می خرن به این ور و انور باج می دن تا اسم خلیج عرب رو بذارن. ما باید تلاشمون رو كنیم كه در مجامع عمومی و سازمانهای بین المللی اسم این خلیج رو با نام اصلی یعنی پرشین گلف به جهان بشناسونیم.
ولی یه نكته ای كه هست اینه كه دوستان ما درجوامع و سایر هموطنانمون كه نیمچه تظاهراتی جلوی سفارت امارات می كنند كاش كمی هم عرق ملیشون رو جوری دیگه ای خرج می كردند.!!
از طرف جنوب ما تو خلیج فارس با كشورهای عربی حوزه های نفتی و گازی مشترك زیادی داریم. این سرمایه عظیم مادی متاسفانه بدجور داره از كف این ملت می ره ولی دریغ از یه بیانیه یا اعتراض!!!
الان قطر تو حوزه مشترك گازی با ایران داره 10 برابر ایران گاز استخراج می كنه ....ولی ایران دست رو دست گذاشته و هیچ كاری نمی كنه...و زمانی به خودش میاد كه دیگه هیچ گازی نمونده!! در عوض قطر این كشور پونصد هزار نفری داره دلارهای نفتی رو به جیب می زنه!
از اون طرف دریای خزر
زمان ایران و شوروی سهم دو طرف 50% بود...بعد از فروپاشی شوروی با تشكیل 4 كشور روسیه-اذربایجان-تركمنستان و قزاقستان به جای اینكه مرز اون كشور به 4 قسمت تقسیم شه ایران رو هم اوردند تو بازی و سهم ایران رو از 50% كردند 20% ...و وقتی خجالتی و یا بی كفایتی ما رو دیدند حالا مدعی سهم 10-12 درصدی برای ایران برای منابع نفتی و گازی هستند.این سرمایه ها از نظر مادی می تونه حداقل 500 میلیارد دلار برای ایران سرمایه در بر داشته باشه...شایدم بیشتر...
ولی كل ملت رو درگیر یه اسم خلیج عربی كردند....
من نمی گم اعتراضی نباشه ....ولی دوست ندارم عوامانه به قضایا نگاه بشه. كاش منافع ملی ایران برای حاكمان این سرزمین فقط مسایل معنوی نبود!! امروزه اقتصاده كه به یك كشور قدرت می بخشه تا ایدئولوژی خودش رو مطرح كنه..درست مثل چین و بر خلاف اون كره شمالی!!!
خیلی وقته عملاَ چه خلیج فارس رو و چه خزر رو ازمون گرفتن و ساحلش رو بخشیدن بهمون!! حالا هم دارن رو بحث رسانه ای كار میكنن...
چند وقت پیش كه پوتین اومده بود ایران واسه همین گفتگو درباره دریای خزر، دیدم یه دیدار با خامنه ای داره! پوتین رو یه صندلی كوچیك نشسته بود و خامنه ای رو یه صندلی خیلی بزرگتر(جوری كه همسطح نبودن و خامنه ای بالاتر و طویل تر از پوتین بود) خیلی برام عجیب بود! پوتین، رییس جمهور كشوری كه جزو 3 قدرت اول دنیاست چجوری قبول كرده پائینتر از شخصی قرار بگیره كه به عنوان یه رهبر سیاسی نمیشناسنش و ازش به عنوان یه فرد مذهبی یاد میكنن؟! تا اینكه خبر رسید دریای خزر رو همونجوری كه روسیه میخواسته تقسیم كردن! بخشیدن...![]()
ای كاش فقط یك درصد (فقط یك درصد) تلاش و همتی كه مسئولانمون در قبال فلسطین و مردم این كشور داشتن رو در قبال خودمون و وطن عزیزمون داشتن. وطنی كه واسه حفظ ذره ذره خاكش كلی شهید دادیم و دسته گلامون پرپر شدن...سطحی نگر نباشیم! ( خواهشا )
سوم خرداد:سالروز فتح خرمشهر درس عبرتی برای اعراب
تو این عكس...نوجوونی رو می بینیم كه 14-15 سال بیشتر نداره...یه سری عرب كه قبل از حمله به ایران حرف از سردار قادسیه می زدند
. 7-8 تا كشور گوگولی مگولی اونور خلیج فارسم تا تونستند ریختن تو فرج ننه صدام!
بی نا موسها كه همه چیز رو با پول می خرن ...اما تو خرید یه چیز ناتوانند اونم خرید (( غیرت))
البته من بیشتر منظورم حاكمان عرب اونور آبیه.....آرزو داشتم این عربا كه ادعای پان عربیسمشون می شه و كشورهای حوزه خلیج رو تشكیل دادند یكبار بدون حمایت امریكا رو پای خودشون وا میستند جلوی ایران. مطمئنا زیر یك هفته هر 7-8 تا كشور رو چنان حالی بهشون می دادیم كه دیگه نخوان واسه ما به پشتوانه دلارهاشون اسم خلیج فارس رو تحریف كنند!
عین سگ از ایران می ترسند....حقیقتا عین سگ!
یه فاتحه برای شهیدان دفاع مقدس بخونید ...
حرفها زیاده ولی من به همین جا بسنده میکنم ....
=========================================
http://i26.tinypic.com/14jm8m0.jpg
عکس بالایی رو نگاه کنید ...
دیروز زنگ زدم به شماره ای كه روی این آگهی هست و به خانم رادان گفتم عمه می بخشید!! من و یك دختری كه به زودی پیداش می كنم و می خواد نامزدم شه تصمیم گرفتیم این خونه رو بگیریم ولی كمی مشكل مالی داریم اگر امكان داره یه 7 میلیاردی تخفیف بدید....برگشت گفت شما 240 میلیون باقیش رو بیار من نامردم این خونه رو واست سند نزنم...گفتم شرمنده...هنوز وام ازدواج 2 میلیونی صندوق مهر رضام در نیومده
..انشالله به زودی مزاحمتون می شیم!!!![]()

چهره یابی کنید جایزه بگیرید !!!...
به نظر من فربد وسطیه و علی سمت راستی و حسن سمت چپی
![]()
![]()
هركول هم هركولهای قدیم..ولی دمش گرم یه روکش و استخونه سرشانه هم نداره عجیبه انقدر تمرین کرده که حداقلش تو هر دستش 50 کیلو ورداشته.بهش نمیاد ولی باریکالله.
البته از جایی شنیدم كه این هركول واقعا هركول بوده ولی واقعا با عقل جور در نمیاد تعادل اینجوری حفظ شه...شایعه پردازان می گن روی دیوار 2 تا میخ زدن و اون میخها رو گرفته.....در هر صورت یاشاسین هركول!![]()
![]()
چند تا خاطره دارم ....براتون مینویسم...
جوگرفته!!
چند روز پیش بعد از قهرمانی قرمزها تو لیگ ایران ..۱ ساعت بعدش من بر حسب اتفاق پیراهن قرمز تنم بود چون من اهله فوتبال نیستم و اصلا خوشم نمیاد...داشتم تو بازار خیابون مون پیاده میرفتم تک پوش قرمز هم تنم بود...یهو دیدم یه مردی به سنه ۲۸ یا ۳۰ اومد یهو منو گرفت تو بغله بوسم کرد
گفت بهت تبریک میگم حال کردی ..منم یه لحظه جا خوردم یه ذره هولش دادم .گفتم چی میگی بابا ...گفت بابا قهرمان شدیم ...
گفتم کی قهرمان شده حسین رضا زاده ؟
یهو فهمید من اهلش نیستم معذرت خواهی کرد منم که بابته اینکه بوسم کرده بود شاکی بودم گفتم هر گردی که گردو نیست عامو من اعصاب درستی ندارم ولی بازم چیزی نگفتم ...گفتم: حواست باشه شاید بعدیشو بخوای بوس کنی یه کشیده بزنه تو گوشت ![]()
معتاد
پریروز صبح رفته بودم مغازه کمک ابوالفضل...فقط یه بار رفتنم کافی بود تا یه شری بشه ولی به خیر گذشت!! ماجرا از این قرار بود که :
یه گدایه معتادی هست که همیشه میاد تو مغازه و چند تا تا شیرینی ابوالفضل بهش میده و اونم میره ...البته این گداها چند تا هستن که همشونو ابوالفضل پرو کرده..بابا بشین سر جات اقدام نیکوکارانه نمیخواد واسه اینا که از من و شما سالمترن انجام بدی !! این یارو اومد داخل ...خیلی با پرو رویی انگار سهمیه داره .عامو این بسکوتای ما رو بده بریم
منم گفتم نمیشه برو بیرون
گفت اون اقا همیشه میده .گفتم اون اقا از جیبش نمیده از مال یه بدبخت دیگه میده .برو بیرون ببینم ..گفت تو از جیبت بدهمیگمت برو بیرون تا خودم پرتت نکردم بیرون الدنگ ![]()
خوب یدونه از این شکلاتا بده
منم اعصابم قاطی شد از اونور اومدم سمتش دستشو گرفتم .گفت خودم میرم .گفتم خفه شو ...بردمش دمه در پرتش کردم بیرون .طوری از کمرش هولش دادم که نزدیک بود بخوره به دیوار کنار مغازه 
وایساد به عربی فوش دادن فکر کرد من فارسم نمیفهمم نمیدونست من عربی رو فولم ...رفتم از صورتش گرفتمش دستمو کردم تو دهنش گفتم اون زبونتو بکنم پوفیوز
......(هر فوشی که فکر کنین تو اون نقطه ها بهش دادم
)دیدم لال شد و رفت دیگه از اون روز نیومد ...![]()
حالا شاید فکر کنید من ادمه بی رحمی ام .ولی من اونطور نیستم و خیلی هم به اونایی که واقعان نیازمند باشن کمک میکنم .ولی از من نخواید به یه معتاد بنگی کمک کنم .حتی یه بسکوییت حتی یه نون خشک![]()
تیکه اندازی
من کلان ادم تیکه اندازی هستم و خیلی از رفیقام همیشه دوست دارن تیکه های جدید ازم یاد بگیرن ...تیکه هام بیشتر مخصوص خوزستانیهاست و خیلی کم شهرهای دیگه متوجه میشن.. ..مثلا چند وقت پیش یه نفر هی مزاحمی بهم میزداز یه شهرستان بعد گفتمش قوزمیت برو بخواب ..بعد مطمئن بودم این خیلی دوست داشت بفهمه قوزرمیت چی میشه ولی میدونم نفهمیده..چون هیچی نگفت
. کوچیکتر که بودم یه تیكه داشتم كه هر كی بهم میگه خفه شو سریع می گفتم چپه شو
تو مدرسه بودم یه روز ناظم به شوخی بهم گفت خفه شو منم خیلی سریع گفتم تو مستراب چپه شو.همون روز از مدرسه پرتم کرد بیرون
به یه بدبختی بهش حالی کردم که از دهنم پریده![]()
خوب اینم اپ بنده ....امیدوارم سر جمعش به یه نتیجه رسیده باشیم ....نظری در مورد بحث اول داشتین بگین .خوشحال میشم...
باتشکر خدانگهدار....



